وقتی خیس باران به خانه آمدم؛
پدرم گفت:چرا همراه خودت چتر نبردی
خواهرم گفت:حالا که سرما خوردی می فهمی
برادرم گفت:عادت همیشگی توست
و مـــــــــادرم در حالی موهایم را خشک می کرد زیر لب می گفت بــــــاران لعـــــــــنتی مگر ندیدی پسرم لباس گرم ندارد!؟!؟
:: موضوعات مرتبط:
دل نوشته بارونی ,
,
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3